من تو را با تمام لجاجت هایت مدفون می کنم تا دیگر نباشی. در فاصله ای دور می ایستم و مُشت مُشت خاک می ریزم سر گوری که با دست های خودم کَنده ام. دیگر نه چشم انتظار پیامی هستم نه زنگی که ناغافل به صدا در آید. دیگر از شنیدن اسمت قند توی دلم آب نمی شود. دیگر وسط هق هق های گاه و بیگاه صدایت نمی زنم. دیگر تلاش نمی کنم احساساتِ تلخم را معدوم کنم. اصلا نمی خواهم زایلِ این حسِ اشتباه شوم. چشمم به در نیست تا بیایی. پشیمان نیستم. پشیمان نمی شوم. تازه رها شده ام. دست هایم توی هوا مُشت نیست. چشم هایم را بسته ام تا نبینم. گوش هایم را گرفته ام تا نشنوم. خسته نیستم. کم حوصله و غمگین نیستم. هیچ اعتراض و دلهره ای ندارم. ندامت و پشیمانی نمی کنم. حسرت و افسوسی نمی خورم. دلم نمی سوزد. تو را با تمام اخم ها و لجاجت هایت توی کوپه ی تاریک قطاری جا گذاشتم. مقصد بعدی را نمی دانم کجاست؟ نعره نکشیدی. فریاد نزدی. تمام این مدّت تو با زبانِ سکوت می خواستی به من بگویی که برایت کم و ناچیزم. خُرد و اندک ام. من تو را پاک کرده ام از تمام راه هایی که اشتباه آمده ام. من دیگر اجازه نمی دهم قبل از اینکه جمله ام به پایان برسد توی حرفم بپری! من تو را مچاله کردم توی کوپه ی قطاری که با سرعت روی ریل می تازد. تا خودم ظریف و نفیس و نادر و گران شوم. تا بزرگ و بزرگ تر شوم. معصومه باقری


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

موبایل سکوریتی سیستم های هوشمند ماشین ها و موتور دانلود آهنگ جدید - دانلود موزیک شرکت تولید تجهیزات مهران کمپرس اراک آموزش لوله پلی اتیلن , قیمت لوله پلی اتیلن نفیس موزیک منبع کویل دار کتابخانه ی عمومی باقرالعلوم(ع) خشکرود